این روزها از محیط بانی به نام تقی زاده زیاد می شنویم. آیا او قرار است اعدام شود؟ پس چرا مردم برای بخشایش و نجات او در تکاپو هستند؟ چرا مردم به رییس قوه قضاییه و اولیای دم نامه می نویسند که این محیط بان بخشیده شود؟ مگر حادثه چه بوده است؟ همه این پرسشها بود که من را به این داشت که در این وبلاگ برای شما از محیط بان بنویسم.

در نوشته نخست از این گفتم که نقش محیط بانی در پاسداری از زیست بوم چرا اینقدر مهم است و در واقع ما برای چه باید از زیست بوم پاسداری کنیم. در نوشته دوم به اختصار از کار محیط بانان گفتم. اکنون نوبت آن است که از او و سرگذشتش بگویم.  

محیط بان دنا کیست؟

این محیط بان تقی زاده نام دارد. نام کامل او در روزنامه ها، وبسایتها، و نامه هایی که برای آزادی اش می نویسند اسد تقی زاده، اسد اله تقی زاده، اسدالله تقی زاده، اسعد تقی زاده، و ساعد تقی زاده آمده است. ما در اینجا به اختصار به او همان محیط بان دنا می گوییم که در همه وبسایتها و روزنامه ها تکرار شده و از حیث تواتر حقیقتی مناقشه ناپذیر است.  محل خدمت اودر پاسگاه حفاظتی خاریدون در منطقه ای کوهستانی مشرف به رشته کوه دنا بوده که در منطقه حفاظت شده دنا قرار دارد. این منطقه به علت تنوع زیستی قابل توجه از سوی یونسکو به عنوان ذخیره گاه زیستکره ثبت شده است که بلند ترین قله زاگرس به ارتفاع بیش از 4450 متر در آن قرار دارد.

بمان ای شکارچی!

حادثه ی محیط بان تقی زاده در مردادماه سال 1386 روی داد. او به اتفاق دو همکارش در گشت با پنج نفر از شکارچیان مواجه شدند. شکارچیان به سمت آنها تیراندازی کردند و او آتش آنها را با گلوله ای پاسخ داد. این گلوله به یکی از شکارچیان اصابت کرد و او را مجروح کرد. تلاشهایی که توسط محیط بان دنا و همراهانش برای مهار خونریزی جوان شکارچی انجام داد بی حاصل ماند و او براثر خونریزی داخلی حاصل از این جراحت جان باخت. دادگاه بدوی کهگیلویه و بویراحمد در یاسوج در بررسی اولیه محیط بان دنا را قاتل به عمد نامید و او را به قصاص نفس محکوم کرد که در مورد قتل عمد اعدام به وسیله چوبه دار است. دیوان عالی کشور اما این حکم را نقض کرد. در دادرسی مجدد، که پرونده به شعبه ای هم ارز در استان فارس ارسال شد، دوباره حکم قصاص برای او صادر شد. سرانجام در سال 1390 پس از چهار سال انتظار وی در زندان یاسوج، دیوان عالی کشور حکم قصاص این محیط بان را تایید کرد. در پانزدهم مهرماه دادستان عمومی و انقلاب یاسوج به خبرنگاران اعلام کرد که این حکم قطعی است و تا دو هفته دیگر قابل اجرا خواهد بود.

بمان ای محیطبان!

این خبر که یک محیط بان در یک قدمی چوبه دار است در میان بسیاری از دوست داران طبیعت در ایران انتشاری سریع  داشت و با شناختی که بیشتر این افراد از این قشر زحمتکش و مهربان دارند، این خبر موجب تشکیل یک خواست عمومی در میان مردم برای طرح درخواست آزادی برای او شد. از 15 مهر 1390، که فعالان محیط زیست ایران از تایید حکم قصاص تقی زاده آگاه شدند، آغاز به نوشتن نامه های جمعی به نهادهای قضایی ایران، مسوولان دولتی سازمان محیط زیست، و خانواده شاکی پرونده تقی زاده نمودند. پای برخی از این نامه ها امضای بیش از هزار نفر از فعالان محیط زیست و دوستداران طبیعت ایران به چشم می خورد.

این تلاشها پرونده تقی زاده را از انزوای زندان یاسوج به جایی رساند که برخی از مقامات سازمان محیط زیست و همچنین نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مورد آن اظهار نظر کردند. با این توجهی که در مردم پدید آمد و پیگیریهای فعالان محیط زیست از مسوولان محیط زیست، چندی پیش معاون سازمان محیط زیست چنین گفت که تایید حکم اعدام این محیط بان توسط دیوان عالی کشور در خردادماه 1390 انجام شده بوده و از آن زمان رایزنی برای بخشش او توسط خانواده مقتول در جریان بوده. او همچنین اعلام کرد که از زمان تایید این حکم تا به اجرا رسیدن آن نه دو هفته بلکه دست کم یک سال زمان نیاز هست. این اتحاد زیبا برای جلب بخشش محیط بان دنا مسلما تا بازگشت او به خانواده اش ادامه خواهد داشت.