برای این که بفهمیم به چه علت اکثریت قریب به اتفاق کسانی که در جریان حادثه محیط بان دنا قرار گرفته اند می خواهند که او را از چوبه دار نجات دهند باید از نزدیک نگاهی به حقایق منتشر شده درباره این حادثه داشته باشیم. این حقایق همه در روزنامه ها و وبسایتها منتشر شده اند و البته در اختیار کسانی که محیط بان دنا را قاتل به عمد دانسته اند و حکم قصاص نفس برای او صادر کرده اند نیز بوده است. اما به طور قطع استدلالی که آنها در دادگاه داشته اند با آنچه من در اینجا خواهم گفت یکسان نبوده که آرای آنان را به سوی قتل عمد کشانیده. استدلال آنها هرچه که باشد خودشان می توانند از جهت تنویر افکار عمومی بخشی یا تمامی آن را منتشر کنند. البته امیدوارم اگر آنان این کار را انجام دهند، استدلالهای خود را به زبانی بنویسند که برای خوانندگان ما نیز قابل فهم باشد.

اکنون من این حقایق و استدلالهای خود را در پیش چشمان وجدان شما می گذارم تا خود داوری کنید که آیا محیط بان دنا به عمد مرتکب قتل شده یا به غیر عمد؟

نخست این که شکارچیان پیش از این که با محیط بانان روبرو شوند شروع به تیراندازی کرده بودند و محیط بانان با استعلام از مرکز دانسته بودند که آنان بدون مجوز در آن منطقه حفاظت شده تیر اندازی کرده اند. هنگامی که محیط بانها شکارچیان را دیدند، آنان در حال حمل یک رأس کل بودند که آن را به صورت غیرقانونی شکار کرده بودند. بنابراین محیط بانان به عنوان ضابط قضایی وظیفه داشتند با دیدن این جرم مشهود در حوزه استحفاظی خود متخلفان را دستگیر نمایند و به مراجع انتظامی و قضایی تحویل دهند. به این ترتیب درگیری بین محیطبانان و شکارچیان نه یک امر اختیاری بلکه دقیقا عین وظیفه آنان بوده است.

دوم این که شکارچیان در برابر درخواست محیط بانان مبنی بر تسلیم خود و زمین گذاشتن اسلحه و حیوان شکار شده، سر باز زدند و به آنان  تیراندازی نمودند. این کار آنان یک تهدید جانی بسیار جدی برای محیط بانان  بوده است. محیطبانان نه تنها برای دفاع از جان خود بلکه به حکم وظیفه در دفاع از جان همکارانشان و احترامی که لباس خدمت دولت دارد و اهتمامی که برای حفظ جان آنان باید ورزید نمی بایست در برابر آتش متعرضان تسلیم می شدند.

سوم این که طرف متعارض از نظر تعداد بیشتر از طرف مدافع بوده و این خود بر لزوم پاسخی درخور به متعرضان صحه می گذارد زیرا این احتمال در زمان حادثه وجود داشته که متعرضان باادامه تیراندازی و نزدیکتر شدن به محیط بانان آنان را زمینگیر کرده و چون بسیاری دیگر از حوادثی که تاکنون برای محیط بانان روی داده است، ممکن بود شکارچیان با استفاده از انواع سلاحهای گرم و سردی که همراه خود دارند همه آنان را از پای در می آوردند تا هیچ یک از محیط بانان برای شناسایی متعرضان زنده نمانند. مرور حوادث گذشته نشان می دهد که در چندین مورد که قوای مهاجمان به محیط زیست ایران زیاد بوده آنان چنین قساوتهایی از خود نشان داده اند که تا کنون منجر به کشته شدن 120 محیط بان و کشته یا معلول شدن 420 جنگلبان شده است.

چهارم این که محیط بان دنا در بالای شیب کوهستانی و شکارچیان در پایین آن قرار داشته اند. بنا به قاعده طبیعی حاکم بر حرکت پرتابه، مانند گلوله ی شلیک شده از دهانه ی یک اسلحه، گلوله به محلی بالاتر از آنچه از خط نشانه، از شکاف درجه و نوک مگسک به چشم می آید برخورد می کند. زیرا اسلحه برای شرایطی تنظیم و قلق گیری می شود که تیرانداز و هدف دی یک خط تراز ارتفاعی قرار داشتع باشند. هرگونه انحراف از این هم ترازی موجب خطای نشانه روی است. این موضوع نیز توضیح دهنده این است که چرا با وجود این که محیط بان پای فرد معارض را نشانه رفته، اما گلوله به یک وجب بالاتر از خط کمربند وی اصابت کرده و برخلاف انتظار جراحتی منجر به مرگ ایجاد کرده.

پنجم این که محیط بان هیچ نوع خصومت شخصی که از قبل بوده باشد یا در همان آن بروز کرده باشد با متعارضی که به در این درگیری کشته شده نداشته. که انگیزه ساز ارتکاب متعامدانه قتل برای او باشد. در جهان در قوانین جزا قتل عمد به قتلی گفته می شود که دارای پشتوانه ای از انگیزه های مجرمانه باشد. اما در قانون مجازات اسلامی ایران که از سال 1370 به صورت آزمایشی در حال اجراست، در مواردی که هیچ انگیزه ای نه قبلی و نه آنی برای ارتکاب قتل وجود نداشته و قرائن همه بر غیرعمد بودن قتل دلالت می کنند، تنها با استناد به این که در درگیری از ابزاری استفاده شده که در عرف آلت قتاله به حساب می آید، برای قاتل نه دیه و حبس بلکه حکم قصاص صادر می شود و نام ننگین قاتل عمد برپیشانی او نوشته می شود.

در این که محیط بان دنا قصدی برای کشتن شکارچی نداشته هیچ شکی باقی نیست زیرا که او پس از زخمی شدن شکارچی به سوی او شتافته و با پاره کردن لباس خود جراحت گلوله را پانسمان کرده و در انتقال او به سمت جایی که باید هلیکوپتر برای سوار کردن مجروح می آمده مشارکت داشته است.

دردناک ترین بخش این داستان این است که همه کسانی که آن را شنیده اند می دانند که محیط بان دنا یک قاتل نیست و او نباید مانند قاتلان مجازات شود اما در عین حال با قوانین موجود هم کاری نمی توان برای او انجام داد. به همین علت است که چشم همه از مسولان سازمان گرفته تا مردمی که پیگیر این حادثه هستند و حتی خود مسوولان قضایی که دستگاه آنان این حکم را صادر کرده است اکنون چشم به بخشش اولیای دم دارند.

محیط بان دنا هرچه کرده باشد یا نکرده باشد اما اگر پرسش ‹محیط بان کیست؟› هم اکنون در اندیشگاه ما ایجاد شده از خواندن همان چیزهایی است که در سرگذشت وی و پیرامون آن روی داده است. اما به راستی، او کیست؟